أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

68

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

اولاتر . و باز قومى ديگر كه پس از قدما بوده‌اند اين هر دو كره را زير آفتاب نهاده‌اند از جهت آنكه ايشان آفتاب را مىپرستيدند « 1 » . و امّا ما چنين گوييم كه اين قياس نه درست است ، ازيرا كه روا بود كه اين دو كوكب ، اعنى زهره و عطارد ، در زير آفتاب باشد ، و لكن مايل باشند از طريق آفتاب به يك جانب ، چنان كه ايشان را هيچ زير وى بيرون نبايد گذشتن و او را بدين سبب ستر نكنند ، چنان كه قمر در وقت اجتماعات در بيشتر اوقات مايل باشد از طريق آفتاب و بدين سبب او را كسف نكند . و با آنكه « 2 » چنين است هيچ وجهى نيست به نزديك ما مر دفع كردن قول اين قوم را كه اين دو كوكب را زبر آفتاب نهاده‌اند ، ازيرا كه از كواكب هيچ را اختلاف منظر نيست و به اختلاف منظر بعد كواكب از زمين معلوم شود و از بعد زمين فوق و تحت كواكب معلوم شود . و لكن چنين گوييم كه : قدما در اين وضع كه نهاده‌اند به صواب نزديك‌اند ، ازيرا كه تبع امر طبيعى آيد در آنچه گرفته‌اند ، ازيرا كه آفتاب را واسطه نهاده‌اند ميان آن كواكب كه از وى دور شوند ، و وى سخت به غايت ، و ميان آن كواكب كه از او دور همىنشوند ، مگر به قدر معتدل و نيز در زير وى سوى زمين چنان نزديك نگردند كه اختلاف منظر ايشان به آن سبب محسوس گردد . اين سخن بطلميوس است كه ياد كرده است در اين معنى . پس چنين گوييم تأكيد سخن بطلميوس را كه : رواست كه اين دو كوكب زير آفتاب باشند و در سطحى باشند مايل از طريق ممر شمس و بدين سبب نگذرند و او را كشف نكنند ، مگر در دهور طوال يك كرّت ، چنان كه تاريخ آن مضبوط بماند و اين رأى دليل توان گرفت . امّا آنكه تواريخ بعيد عهد به نزديك ما مضبوط نيست به سبب انقراض امم در حوادث كبار ، و نيز چنين گوييم : هر كجا برهان موجود نباشد بر چيزى به تبع كردن امر طبيعى به جاى برهان نيست « 3 » ، ازيرا كه امر طبيعى حافظ باشد و حفظ نظام موافق برهان آيد ، ازيرا كه امور عالم بنا بر نظام است و بر نظام وى برهان قائم است . چو آفتاب ندانى كه زير مريخ است * چگونه دانى ازو بعدهاى علويان

--> ( 1 ) . اصل : مىپيوستند . ( 2 ) . در اصل : به آنكه ( بانك ) . ( 3 ) . اصل : نيستند .